السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

437

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

نيز از خداوند چنين درخواست نمود و خداوند اين نعمت را به بنى اسرائيل عطا نمود ، پس از آن ، [ بنى اسرائيل آنقدر طلب باران كردند كه ] ساقه‌هاى گندم همچون درختى تناور و به بلندى كوه‌ها گرديد [ و در واقع ] نتوانستند محصولى برداشت كنند . بنى اسرائيل كه خسارت بسيارى داده بودند نزد موسى رفتند و به او اعتراض كردند كه چرا با اينكه باران در دست آنان است اين گونه زيان كردند ؟ خداوند به موسى وحى فرمود كه قوم تو به تقدير من قانع نشد . اينك كه در قوانين طبيعت دست برده‌اند خسارت آن را نيز بايد بپذيرند . « 1 » در عيون اخبار الرضا آمده است كه امام رضا عليه السّلام فرموده‌اند : موسى به خداوند عرض كرد : پروردگارا ، نعمت‌هاى بسيارى را بر بنده‌ات ارزانى داشتى و من گمان نمىكنم كسى را اين‌چنين نعمت داده باشى و باور ندارم كه خاندان و امتى را همچون خاندان و امت من ستوده باشى . آنگاه خداوند وحى فرمود : بدان كه محمد و آل محمد بر همه پيامبران و فرشتگان برترى دارند و امت او بر همه امت‌ها برترى دارند . آنگاه موسى از خداوند خواست كه امت محمد را به او نشان دهد . ولى خداوند وحى فرمود : آنان هنوز آفريده نشده‌اند ولى به زودى آنان را در بهشت و در كنار محمد و آلش خواهى ديد . ولى اگر بخواهى مىتوانى صداى آنان را بشنوى . ناگهان خداوند به امت حضرت محمّد كه هنوز به دنيا نيامده بودند خطاب نمود كه موسى را پاسخ گوييد . ناگهان اين صدا به گوش رسيد كه : « لبيك اللهم لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك » خداوند نيز اين پاسخ امت محمد را شعار حج‌گزاران قرار داد . آنگاه خداوند به آنان فرمود : رحمت من بر خشمم پيشى گرفته است و پيش از آنكه از من چيزى خواهيد آن را به شما بخشيدم . بدانيد هركه به يگانه‌پرستى و پيامبرى محمد و جانشينى على اقرار كند و فرزندان پاك او را برگزيدگان امت و

--> ( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 ص 262 .